است

نه زندگی آنچنان شیرین

که بخاطرشان شرفمان
را بفروشیم
اون وقتا وقتی بابام مشغول روزنامه خوندن بود
یواشکی نگاش میکردم .تو دلم میگفتم اگه یه زمانی
بابام بمیره من چکار میکنم. بعد از این حرف خودم
گریه ام میگرفت به خودم میگفتم دیونه زبونتو گاز بگیر.
ولی وقتی 9ماه پیش به من گفتن بابام فوت شده شوکه شدم
میدیدم همه دارن گریه میکنن ولی من مات نگاشون میکنم
تو دلم میگفتم مگه ممکنه بابای به این خوبی بچه شو تنها بزاره
میدیدم همه با چشمای پر اشک منو نگاه میکنن .
منم سرمو گذاشتم رو شونه مامانم .آخه میگفت
بابا داره میاد.اگه گریه میکردم بابا میگفت
عزیز بابا که گریه نمیکنه اگه گریه کنی همه میگن ضعیفی.
آمبولانس که اومد بابارو رو دستاشون آوردن تو خونه .بابا میخواست
از خانواده اش خداحافظی کنه .نمیگذاشتن.میخواستن زود ببرنش
.من زار میزدم بزارید بابامو ببینم .برای چند لحظه دوباره گذاشتنش
زمین.بهش گفتم بابایی هیچی بهم نگو.میدونم ضعیفم .
از این به بعدم ضعیف تر میشم.بابا چرا؟چرا تنهام میزاری؟
مگه نمیگفتی عزیز بابایی. آدما اینجوری عزیزشونو تنها میذارن.
بابا تو رو به خدا نرو .ولی رفت ........
با کوله باری از خوبی رفت .
دلم برات تنگ شده بابای گلم
اگه کسی مایله اونو داشته باشه
پیغام بگذاره.من دیگه تمایلی ندارم
اونو نگه دارم.

هرگز نشد بیای پیشم
بگیری دستای منو
بدونی من عاشقتم
گوش بدی حرفای منو
تو بی وفا بودی ولی
اون که واست میمرد منم
تا زنده ام دوست دارم
اینه کلامه اخرم
یاعلی

دلم گرفته
و هیچ چیز
نه این دقایق خوشبو
که روی شاخه نارنج می شود
خاموش
نه این صداقت حرفی
که در میان دو برگ این گل شب بوست
نه هیچ چیز مرا
از هجوم خالی اطراف نمی رهاند.
وفكر میكنم این ترنم موزون حزن
تا به ابد
شنیده خواهد شد.

چه ضیافت غریبی
من و گیتار و ترانه
جای تو : یه جای خالی
شعر من شعر شبانه
هرم خورشیدی چشمات
من رو آب کرد تموم کرد
لحظه ی ناب پریدن
با یه دیوار رو به روم کرد
گوش بده ! ترانه هام ترجمه ی چشمای توست
تو تموم قصه هام همیشه جای پای توست
تو ضیافت سکوتم
تو اگه قدم بذاری
می بینی از تو شکستم
اما تو خبر نداری
بی تو از زمزمه دورم
بی تو از ترانه عاری
زخم تو : زخم همیشه
اینه تنها یادگاری

دوست دارم بروم سربه سرم نگـــذارید
گریه ام را به حســاب سفرم نگـــذارید

دوست دارم که به پابوسی باران بروم
آسمان گفته که پا روی پرم نگـــذارید
این قدر آینه ها را به رخ من نکشیــد
این قدر داغ جنون بر جگرم نگـــذارید
چشمی آبی تر از آیینه گرفتارم کرد
بس کنید این همه دل دور وبرم نگذارید
آخرین حرف من این است،زمینی نشوید
فقط... از حال زمین بی خبرم نگــذارید

ماایرانیها!!!
مهمونی می دیم اونهایی که دوست داریم
و نداریم رودعوت می کنیم. یواشکی به
لباسای اونهایی که دوست نداریم
می خندیم. بعد که رفتند با دوستهای
خودمونیمون می شینیم به حرفهاشون
می خندیم! تو مهمونی واسه همدیگه
جوک ترکی می گیم!جوک لری می گیم!
اصفهانی ها رو مسخره میکنیم.می گیم
کاشونی ها ترسواند!رشتی ها بی غیرتند!
کردها خرمتعصب هستند! آبادانی ها
لاف می زنند! پایین شهریها رو آدم
حساب نمی کنیم! مرز بین پایین
شهر و بالای شهر رو هم خودمون
تعیین می کنیم! اونها که از قلهک
پایینتر رو قبول ندارند شیک ترند!
شهرستانی ها هم بهتره برند
جلو بوق بزنند! وقتی یکی از
فامیلهامون شهرستان زندگی
می کنه و ما یهویی از دهنمون
می پره فوری توضیح می دیم که
طرف بخاطر شغلش که مدیر فلان
کارخونه است اونجازندگی می کنه!
بشقاب و لیوانهای فرانسوی می خریم!
لوسترهای ساخت چین می خریم!
شکلات آیدین هدیه نمی بریم
چون ایرانیه کلاسش پایینه!
موقعی که اتوبوس میاد حمله
می کنیم! اگه اوضاع بحرانی بشه
با آرنجمون می زنیم به کناریها راه رو باز
می کنیم! آخه خسته هستیم باید
زودتر بریم خونه! وقتی کسی نباشه
هم همین که می شینیم با ماژیک
پشت صندلی ها یادگاری می نویسیم
که دفعه دیگه که سوار شدیم به
دوستامون هنرمون رو نشون بدیم!
شب چهارشنبه سوری ترقه پرت
می کنیم پشت پای زن همسایه
که وقتی پرید بخندیم!
وقتی تیم فوتبال مورد علاقه امون
توی مسابقه می بازه شیشه اتوبوس واحد
رو می شکنیم! سیزده بدر گند می زنیم
به طبیعت! یعنی همیشه اینکارو
می کنیم نه فقط سیزده بدرها!
وقتی توی یوتیوب فیلم می بینیم
(هر فیلمی باشه) فحش خواهر
و مادر می دیم! به همدیگه!
به اسلام! به محمد! به عربها!
اما تا يه مشكلي پيش مياد
ميگيم يا حسين!! ما همه مادرزادی
سیاستمدار به دنیا اومدیم اما
استراتژی تک تکمون با همدیگه
و با تمام دنیا متفاوته برای همین
در هیچ موردی باهم توافق نداریم
و بازهم به هم فحش می دیم!
ما به اجدادمون خیلی احترام
می ذاریم! مخصوصاً داریوش اینها!
وقتی سر قبرشون میریم حتماً
یه یادگاری هم با هرچی که
دستمون باشه روی در و دیواراش
می کنیم! ما امام زاده می سازیم!
بعد پول می ندازیم و از امام زاده
می خوایم که مشکلاتمون رو حل کنه!
ما روز عاشورا تاسوعا نذری می دیم!
اما برای اینکه زعفرون گرونه روی پلو
گلرنگ می ریزیم!
ما احتمالاً غیر از رامسر و کلاردشت
جای دیگه ای از ایران رو ندیدیم
اما حتماً دوبی رفتیم و فروشگاه
عرض الهدایا رو دیدیم! بی برو برگرد
هم یه عکسی توی صحرا روی شنها
گرفتیم که به همسایه ها نشون بدیم!
ما رانندگیمون حرف نداره!
رانندگی بدون فحش و فضیحت
برامون معنی نداره!
چراغ راهنمایی عابرپیاده
موتورسوار .... فقط یک کلمه
از هر مورد کافیه !
ما دزدی می کنیم تن فروشی می کنیم
زورگیری می کنیم تجاوز می کنیم
آدم می کشیم ...بخاطر اینکه پول نداریم!
بعضی هامون حتی پول داریم
اما می خوایم انتقام بگیریم!
ماها سینما نمی ریم و عوضش
عشق می کنیم قبل ازاینکه فیلم
روی پرده سینما بره ما سی دیشو
ببریم خونه!
درضمن ما عاشق پرویز پرستویی
هم هستیم!
ما - مخصوصاً لوس آنجلسی هامون-
وقتی کانال تلویزیونی درست می کنیم
یا هیمنطوری آب دوغ خیاری میارندمون
توی یه برنامه ای مجری بشیم
یا گزارش بدیم یا خدای نکرده
به عنوان کارشناس حرف بزنیم
ازهر سه تا کلمه ای که می گیم
چهار تاش انگلیسیه
اونهم با هزارتا عشوه ونازو غمزه شتری
و صد البته تلفظ غلط غولوط!ا
ماها عاشق رقص عربی هستیم!
هرچی هم سنمون میره بالاتر
علاقه امون به این رقص که تاابدیادش
نمیگیریم هی بیشتر و بیشتر میشه
و اصرار می کنیم که باید توی
همه مهمونی هاهنرمون رونشون بدیم!
البته دوستان خیلی اصرارمی کنند وگرنه ماها
همه خجالتی هستیم و رقصمون نمیاد.
ما توی خیابون زل می زنیم به زن ها! کوچیک یا
بزرگ مهم نیست! مهم اینه که
وقتی خانومه نزدیک شد
حتماً یه متلک آبدار نثارش کنیم ....
ما از اینکارا خیلی می کنیم!
اما دوچیز برای ما خیلی مهمه:
یک: ما هیچ وقت اجازه نخواهیم داد
که روی هیچ نقشه ای خلیج فارس
به خلیج عربی تبدیل بشه!
دو: حواسمون هست که هرجا
اسمی از فیلم کارتونی سیصد برده
شد اعتراض کنیم نامه بنویسیم
طوماراینترنتی امضا کنیم
که چرا قیافه ما ایرانیها رو
اینقدر وحشتناک کشیدند!
آخه ما ایرانیها اونقدرا هم
وحشتناک نیستیم!
می دونم برنمی گردی
می دونم.
قول میدم وقتی که نیستی
عکس تو بغل نگیرم
قول میدم.
روزی هزار بار
واسهء اشکات نمیرم.
قول میدم وقتی که نیستی
پای عشق تو نسوزم
قول میدم در انتظارت
چشمامو به در ندوزم.
می دونی که خیلی خستم
میدونی دلم گرفته
میدونی دوریت عذابه
میدونی گریه یم گرفته....
|
هنوز دلتنگ لحظه های گنگم هنوز برگ ریز لحظه های رفتنم هنوز سرد لحظه جدایی هستم هنوز هم همان چله نشین نیمکت لحظه های تنهاییم هنوز هم مهمان نگارنده اشکبارترین سوزهای باران هستم هنوز تنها هنوز غمگین این روز های بی کسی ام هنوز شکست لحظه های بی پاسخم هنوز چشم دوخته بهارم هنوز دلسوخته زمستان چشمانت هستم هنوز هم پس زده دستان سردت هستم هنوز هم عاشق سبز لحظه هایت هستم هنوز هم کنجه نشین لحظه های نداشتنت هستم هنوز هم بی کس ترین کسان دنیا ام هنوز هم همدم غم های فراموش نشدنی ام هنوز من همان هستم که بودم ..... |