
نگاه تو
بر اوج دل نشاندمت به رهگذار زندگی
زمانه گر خزان شود تویی بهار زندگی
به پاکی دلت قسم که دل زتو نمی کنم
که تکیه گاه من تویی دراین حصارزندگی
تبسم نگاه تو . نشان عشقی آشنا
دلت زپاکی و صفاســـــــــــــــــــــــــت.
چو چشمه ســــــــــــــــــــــــــــار زندگی
چو مبتلا شدم به غم خوشم به یک نگاه تو
دو چشم تو چراغ من .به شام تار زندگی

گذشت
یک شاخه گل کافی ست تا دوباره شعربگویم و چند قطره باران شبانه
تا دوباره عاشق بشوم .
یک پنجره باز کافی ست تا دوباره عطر تو را نقاشی کنم و چند برگ زرد
رها شده در باد تا دوباره قدر بهار را بدانم.
نگاه کن آفتاب ساعتهاست پشت در اتاقم ایستاده است و کنجشکهای
بی پناه بالهایشان را به شیشه پنجره چسبانیده اند .
کتابها در قفسه کتابخاه ام آواز می خوانند .دلم می خواهد سقف را به
یکباره بردارم تا دستهایم بی هیچ مانعی آسمان را لمس کنند.نگاه کن
نامت را به وضوح روی بوسه های کوچکم نوشته ام و همه واژه هایم
دارند به سوی تو می آیند . می دانم که حصار های چوبی شب خواهد
شکست و دختر زیبای صبح روی صندلی باشکوه افق خواهد نشست
چه آفتاب بتابد چه نتابد . چه مردم تولد ماه را جشن بگیرند چه نگیرند.
من عاشقانه ترین ترانه هایم را به تو تقدیم خواهم کرد همه وجودم.
می خواهم ....؟!
می خواهم در پهنای لاجوردی چشمان زیبایت غرق شوم .
فارغ از همه چیز . فارغ از همه درد . فارغ از همه دنیا ......
می خواهم در دریای وجودتو غرق شوم .می خواهم شادی
را که درچشمان زیبایت خانه کرده برای ویرانه دلم به ارمغان
ببرم.
می خواهم وجودم ازشادی توسرشار شود.تاکه زیبایی های
دنیا را دریابم . زیرا که سرچشمه زیبایی ها تنها تویی تو......
آری تنها تو هستی

پاییز
دستهایم را آغوش گشوده ام
بر ملامت پاییز
آدم بودنم را طغیان کرده ام
و همچون باد
پیشانیم را پیشه ور گشته ام
تا شاید رنگ بی رنگی من
طعم گیلاس و قناری بدهد
تا شاید سهم تنهایی من
برفراز خانه ات بنشیند
کوچه 
کوچه آروم .کوچه ساکت .کوچه لبریز از تفاهم
کوچه تنها . کوچه بی کس .کوچه رهگذار مردم
کوچه پرشور از حوادث . کوچه لبریز از رفاقت
کوچه مهمون غم دل . کوچه معنای محبت
کوچه آغاز یه باور . کوچه پرواز کبوتر
کوچه قاف آشنایی . یک دل و صد خونه دلبر
راه هر روز من و تو . رو مسیر خاک وسنگش
ما رو می بره رو ابرا . کوچه باغای قشنگش

گل من
گلها را دوست دارم و می بویم اما تو گل جاودانه ای
تو گل مهری و محبت .تو گل زندگی من هستی . تو
مرا با اولین نفس و عطرت این چنین نمودی. تو گل
همیشه بهاری.بهاری که هیچگاه زمستان و خزان را
به یاد ندارد . شکوفه عشق را تو در من رویاندی.
شکوفه ای که در ورای نبودنت مرا سرمست میکند .
گلهای دوستی را تو به من هدیه کردی . تا دیوار سرد
کلبه ام را فروزان نماید.با شنیدن نام گلی چون تو من
از نو زنده میشوم و به وجد می آیم . آنچنان که
می خواهم پرواز کنم ودر کنارت جای گیرم .اما افسوس
دیگران از علاقه ما هیچ نمی دانند و مرا بی رحمانه از
دیدارت باز میدارند . اما عشق ما پایدار است وجاودان .
عشق همچون پهنه امواج دریاست . گاه آرام و زیبا .
گاه سهمگین و خروشان . گاه صدای خنده است و گریه
و ماتم .اما بایدبه دریای عشقمان وسعت فردا راببخشیم .
دوستان خوبم سال نو مبارک